روز مبارک

خواستم برای این روزمبارک(تولد بزرگ بانوی اسلام)مطلبی

بنویسم تا ادای دینی کرده  باشم ولی نتوانستم زیرا مقام  آن

بزرگ بانوی عالم بحدی است خود  را کمتر از آن  می دانم

  بتوانم درباره اش  مطلب  بنویسم .  قطعه کوچکی از یک

 کتاب را رو نویسی میکنم :

اکنون فاطمه (ع) آماده رفتن به خانه شوهر است  .  پدرش

آخرین درس را بدو میدهد:

* دخترم به سخنان مردم گوش مده ! مبادا نگران باشی که

شوهرت فقیر است ! شاید فقر برای دیگران  سرشکستگی

داشته باشد ولی برای پیغمبر و خاندان او مایهٌ فخر است.

* دخترم پدرت اگر می خواست می توانست گنج های زمین

را مالک شود . اما او خوشنودی خدارا اختیار کرد.

* دخترم اگر آنچه را پدرت می داند می دانستی دنیا در دیده

تو زشت می نمود .

* من درباره تو کوتاهی نکردم ! ترا به بهترین فرد خاندان

خود شوهر داده ام ! شوهرت بزرگ دنیا و آخرت است .

* خدایا فاطمه از من است ومن از اویم! خدایا اورا از هر

ناپاکی بر کنار بدار! در پناه خدا! به خانه خود بروید.

 

(در هادیشهر نیز چنین آیینی وجود دارد)