گاهی که بفکر فرو می روم و بتاریخ می اندیشم زمان را فراموش میکنم در عالم خیال

در عالم خیال  می بینم که ما هنوز دردورانی زندگی می کنیم که عصر فراعنه  است  و

قلدران و آدم کش ها بر جهان حکومت می کننددر جلو چشم چند میلیارد انسان آنهم

انسانی که خود را صاحب تمدنی بزرگ می داند ویا خلاصه کلام خود را شهروند دهکده

جهانی معرفی می کند همین ازما بهتران با بمب و موشک به جان انسانهای بی دفاع

می افتند خانه ها را روی سر زن و بچه و پیر و جوان خراب می کنند و ادعایشان هم

این است که آزادی و آسایش را به ارمغان می آوریم واقعا" که شرم حیا هم خوب نعمتی

است. عراق را با خاک یکسان می کنند مردم را از زندگی ساقط کردند گفتند برای مردم

عراق دموکراسی و آزادی می آوریم (که دیدم عاقبت گرگم تو بودی )

به یک کشوری مثل لبنان که زخمهای کهنه اش هنوز التیام نیافته از زمین و هوا ودریا

حمله میکنند وخانه ها را روی سرشان خراب میکنند و...همچنین زیر ساختهایش را که

تازه آباد میشد خراب میکنند آنوقت .........

خدایا این چه دنیائی است که ما داریم چرا سازمانهای بین المللی پنبه در گوششان تبانده اند

و چشمهایشان را بسته اند.....؟بقول شهریار سخن :

 

بیر سوروشون بو قارقینمیش فلکدن

 نه ایستیور بو قوردوغی کلکدن

دینه کچیرت اولدوزلاری الکدن

               قوی توکولسون بویر اوزی داغیلسین

               بو شیطانلیق قورقوسی بیر ییغیلسین