پس از آنکه در سال 1730 میلادی نادرشاه  اردبیل ،تبریز و اهر را از چنگ نیروهای عثمانی درآورد، حکومت قره‌داغ را به خلیفه کاظم‌خان سپرد.کاظم‌خان همانند پدرش محمدقاسم‌خان و برادر بزرگش عبدالرزاق‌خان می‌خواست قره‌داغ را بطور مستقل اداره کند.از این رو با دشمن نادرشاه یعنی عثمانی‌ها همکاری می‌کرد.نادرشاه  از کشتن کاظم‌خان خودداری کرد و تنها به کور کردن او اکتفا نمود.بعد از مرگ نادرشاه  در سال 1747 میلادی،کاظم‌خان حاکم مطلق قره‌داغ گردید.در زمان حیات کاظم‌خان در سال 1752 میلادی شاعر بنام میرزاخرم کردشتی در قصبه کردشت واقع در دیزمار اقراحه داغ چشم به جهان گشود.وی علاوه بر شعر سرایی در طبابت و موسیقی نیز صاحب نظر بود و می‌توان او را پزشک مقرب کاظم‌خان به حساب آورد.روزی یکی از دشمنان خلیفه کاظم‌خان مریض می‌شود و جهت مداوا در کردشت در محضر  میرزاخرم کردشتی حاضر می‌شود.خلیفه کاظم‌خان از او می‌خواهد بجای مداوی مریض، او را بکشد.اما او کاری می‌کند تا حال مریض بهبود یابد.خلیفه‌کاظم‌خان از دست میرزا‌خرم کردشتی عصبانی می‌شود و او را به اهر تبعید می‌کند.او در بیت زیر به این موضوع یعنی کشتن بیمار ، اشارت نموده است :

 گویی که قدح پر کن و کج دار و مریز

فرمان برم و چون کنم و چاره ندارم

 یا در جای دیگری سخنی در مورد غضب خلیفه و تبعیدش از کردشت به اهر آورده است :  
 نالم به غربت از وطن خویشتن جدا
 ز آنسان که نالد از چشمش دور عندلیب
 خرم خوش آن قلندری و شاعری  که بود
 کردی خراب خانه ی خود را شدی طبیب
 در غزلی نیز به زادگاهش کردشت اشاره کرده است:
 ای یار وفا آیین وی مونس دمسازم
 بگذار که دستی بر گردنت اندازم
 من شیفته ی رویت امروز نگردیدم
 بر طلعت تو عاشق کردند ز آغازم
 خواهم که پرم روزی سوی چمن کویت
 اما چه کنم گردون بسته ره پروازم
 دیوان ار خوانی روزی تو نمی دانی
 من خرم کردشتم یا سعدی شیرازم

به سال 1825 میلادی در حالت تبعید در اهر وفات یافت . لازم به ذکر است که پس از استیلای کریمخان زند بر کل آذربایجان در سال 1760 میلادی ، خلیفه کاظم‌خان را به همراه امرای ولایات دیگر به بهانه شرکت در جشن تاجگذاری به شیراز برد و هرگز به او و دیگر امرا اجازه بازگشت نداد و خلیفه کاظم‌خان در سال 1763 میلادی در شیراز در غربت مرد.علاوه بر دیوان اشعار یک نسخه دست نویس دیوان حافظ در کتابخانه دانشگاه استانبول نگهداری می‌شود که توسط میرزا خرم کردشتی نوشته شده است.پسر او بنام میرزا علی کردشتی ملقب به معلم کل است. وی در لغت عرب ودانستن معانی و الفاظ مشکل بصیرت کامل داشت و مانند پدرش میرزا خرم کردشتی ،او نیز طبیب بود. کتاب "درّ افشان" ،در تقلید از گلستان؛ "دیوان" اشعار ،مشتمل بر قصاید و غزلیات از آثار میرزا علی کردشتی به شمار می‌آیند. 

منبع : کتاب شاعران قره داغ نوشته میرزا رسول اسماعیلی دوزال ( دوست دانشمند من )